الشيخ رسول جعفريان
896
رسائل حجابيه (فارسى)
و فتوّت و حميّت و وطنپرستى و كمال تمدّن و انسانيّت را به اين دانند كه دختران با شرافت و تمكين و زنان پردهنشين را بىنقاب با فرم جديد و لباس اروپايى و كلاه بر سر و كمربند بر كمر و غير ذلك در مجامع عمومى مردان و محافل شهوتپرستان جلوه داده ، در خيابان با ايشان همسر و همعنان گردند ؛ زهى خجالت و شرمسارى و افسوس از اين وحشيّت و رسوايى . خواهران عزيزم ! ببينيد لاكانى كه يكى از شعراى هوشمند و متديّن و دانشمند است ، چه گفته در اشعارش تا بيدار شويد : اى پرى روى بنه چادر عفّت به سرت * وى سيه موى مران پردهء عصمت ز برت مشنو صحبت هر بىخرد و نادان را * مده از دست به آسانى يكتا گهرت حال خواهند كه بىپرده خرامان گردى * بعد گيرند در آغوش بهر رهگذرت همچو گل باز مكن غنچهات اى مايهء ناز * كه خزان آيد و ريزد همهء برگ و برت حاليا بكرى و پاكى و منزّه چون گل * واى از آن روز نمايند به نوع دگرت حَذَرت باد از اين جامعهء شهوتران * كه به تعقيب تو آيند روان بر اثرت رخ بپوشان و نينديش ز تبليغ كسان * نخورى گول فريبنده ، مكن در بدرت مَنِهى پا به خيابان و مرو راه مخوف * ز خيابان و خيابانى بادا حذرت ظاهرآرايى و آرايش مردم منگر * به خط اتوى شلوار نباشد نظرت نشوى دستخوش و آلت هر بىسروپا * نزند بىخبر از آتش شهوت شررت علم جو علم كه از قيد جهالت برهى * نه كه آن علم دهد راه به هر شور و شرت ره به سرمنزل مقصود نخواهى بردن * بىعفاف ار بشود خضر نبى راهبرت نشوى يكسره پابند هوس بازى خويش * نبرى آبروى مادر و عرض پدرت نى ز « لاكانى » از حضرت « دهقان » بشنو * دخترا مىكنم از مغلطهكاران خبرت « 1 » مفسدهء هفتم : بىحجابى آنكه زياد بودن شهوت زنان از مردان مقتضى است كه بايد زن مستوره باشد نه مكشوفه ، و الّا موجب شود مفاسد و مضارّ بسيارى را ؛ اما اينكه گفتيم شهوت زنان بيشتر است كه صغراى قضيهء ماست ، پس دليل اثباتش همانا اخبار آل محمّد عليهم السلام است كه بسى در اين موضوع بسيار است . مثل روايتى كه از كافى نقل شده ، از امير المؤمنين عليه السلام : خلق اللّه الشهوة عشرة أجزاء فجعل تسعة أجزاء للنّساء و جزء واحد للرّجال ؛ و لو لا ما جعل اللّه فيهنّ من الحياء على قدر أجزاء الشهوة لكان لكلّ رجل تسع نسوة متعلّقات به . و در خصال صدوق مثل همين روايت از امام صادق صلوات اللّه عليه
--> ( 1 ) . وسيلة العفايف ، ص 143 ؛ و افشار در گفتار ادبى ( ج 2 ، ص 385 ) به واسطهء نشريهء الاسلام چاپ شيراز كه قصيده را از همان وسيلة العفايف نقل كرده بوده است . بيت پايانى در متن احسن الحكايات نيامده است .